کمپوزیسیون یا همچینی زبانى دیدارى است كه در همه ی عرصه هاى هنر از نقاشى، معمارى و موسیقى تا سینما و عكاسى نقش مهمى داشته و دارد. زبان كمپوزیسیون در عکس به نظمى اشاره مى كند كه با آن عناصر عكس را كنار هم مى چینیم. این نظم بیان كننده ی معناى تصویر ماست. اگر این بیان زیبا و گویا باشد عكس ما هم مى تواند با بیننده چنین رابطه اى برقرار كند.

رابطه ی بین اجزای عکس، کمپوزیسیون عکس را می سازد. این رابطه باید چنان باشد که در عین گیرائى منظور ما را از گرفتن عکس به روشنی بیان کند. رعایت چند نكته به ما در ایجاد كمپوزیسیون زیبا و گویا كمک مى كند. این نكات به تمرین احتیاج دارند تا عادت ذهن شوند.

۱- ایجاد سادگى در كمپوزیسیون با حذف آنچه در عكس نالازم است و ایجاد شلوغى مى كند. نزدیك شدن به موضوع به ایجاد این سادگى كمک مى كند. نزدیك شدن مى تواند با تغییر فاصله بین دوربین و موضوع عكس و یا از طریق زوم كردن ایجاد شود. نماى درشت صورت آدم ها چشم بیننده ی عكس را به خود مى كشد و بیننده با آن آسان ارتباط برقرار مى كند.

٢- مرکز عکس همیشه بهترین محل برای قرار دادن سوژه نیست. با حرکت دادن دوربین می توانیم بهترین جا را براى این منظور پیدا کنیم. قاعده ی رایجى در كمپوزیسیون وجود دارد به اسم «قاعده ی یک سوم»  یا "Rule of Third" كه در هنرهاى دیدارى مثل نقاشى و عكاسى كاربرد دارد. براساس این قاعده اگر با سه خط افقى عرض عكس را به سه قسمت مساوى تقسیم كنیم و با سه خط عمودى ارتفاع عكس را هم به سه قسمت تقسیم كنیم نقاطى كه این خطوط یكدیگر را قطع مى كنند بهترین محل براى قرار گرفتن عناصر اصلى عكس هستند.

٣- ایجاد تعادل در عكس. تعریف تعادل در عكس دشوار است اما همه ی ما عكس هائى را دیده ایم كه تراكم موضوع در بخشى از آنها زیاد و بخش هاى دیگرشان خالى مانده. نگاهى به عناصر عكس پیش از آنكه دكمه ی دوربین را فشار دهیم به ما فرصت مى دهد تعادل عكس مان را بسنجیم.

تعادل به این معنا نیست كه آنچه در عكس مهم است در سطح عكس پخش شود. منظور بیشتر این است كه به بیننده چیزى براى مقایسه و درک بهتر موضوع ارائه كنیم. مثلاً اگر همه ی آنچه مهم است در یک طرف عكس واقع شده، مى توانیم با قراردادن عنصر كم اهمیت ترى در طرف دیگر، تعادل بیشترى در عكس ایجاد كنیم.

اگر وضوح، رنگ، نور و فرم همه در یک طرف عكس قرار گرفته اند، مى شود در طرف دیگر از رنگ و نور مقابل یا مكمل آن استفاده كرد یا چیز كم وضوح ترى قرار داد تا بیننده با مقایسه این دو، موضوع عكس را بهتر درک كند.

۴- توجه داشته باشید كه گذاشتن فضاى خالى در جلوى عناصر متحرک به انتقال حس حركت به بیننده كمک مى كند. همچنین قرار دادن شئ ساكنى در كنار آنچه در حال حركت است درک بهترى از حركت را به بیننده منتقل مى كند.

۵- ایجاد عمق در عكس. قرار گرفتن عناصر عكس در فواصل مختلف نسبت به دوربین، عكس ما را گیراتر و در آن ایجاد
عمق مى كند. عكسى كه همه ی عناصر آن در یك فاصله نباشند دینامیسم بیشترى دارد. عمق به عكس بعد مى دهد و به بیننده درك بهترى از فضائى كه موضوع در آن واقع شده است. اگر در عكسى كه از یک منظره یا ساختمانى مى گیریم آدمى در قسمت جلوى عكس قرار گرفته باشد بیننده درک بهترى از ابعاد آن پیدا مى كند.

۶- به خطوط داخل عكس توجه كنید. خط هاى داخل عكس شما (خط افق، خطوط ساختمان، خطوط دیوار و غیره) مى توانند توجه ی بیننده را به موضوع عكس جلب كنند. قرار دادن موضوع در داخل خطوط عمودى و افقى كه نوعى كادر در داخل كادر عكس ایجاد مى كنند، ایجاد حس ایستائى و خطوط زاویه دار ایجاد حس حركت مى كنند. خط هاى افقى و عمودى، مثل خط افق، بهتر است در وسط عكس قرار نگیرند.

منظور از توصیه هاى بالا ایجاد زیبائى و تعادل در عكس و روانى در بیان آنست. اگر رعایت نكردن یكى یا همه این نكات به قدرت عكس شما كمک مى كند حتماً این كار را بكنید. اما دانستن این نكات براى درك بهترى از كمپوزیسیون لازم است.

براى تمرین در ایجاد كمپوزیسیون بهتر، دوربین عكاسى را بدون اینكه عكسى بگیرید در فضا حركت داده و به صفحه ی نمایش آن نگاه كنید. خواهید دید كه براى نشان دادن هر سوژه ی ساده چندین كمپوزیسیون وجود دارد و هر یک از آنها معنى عكس شما را تغییر مى دهد. از سوژه ی مشابهى چندین عكس با كمپوزیسیون هاى مختلف بگیرید و با كنار هم چیدن آنها به معنى هر كدام توجه كنید.

تمرین زیاد در ایجاد كمپوزیسیون بهتر به ذهن شما این توانائى را مى دهد كه در مقابل سوژه هاى متحرک بتواند با سرعت تصمیم بگیرد و بهترین كمپوزیسیون را ایجاد كند.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390    | توسط: Mehdi    | طبقه بندی: آموزش عکاسی،     | نظرات()